روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست!
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن
من در شب آخر پرواز خطر یادت نیست!
تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندست
نیزه بر باد نشست و سپر یادت نیست!
خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود
پس چرا گشته شبانه در به در یادت نیست!
من به خط و خبری از تو قناعت کردم
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست!
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
بوسه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست!
تو که خود سوزی هر شبپره را میفهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست!
توبه دل ریختگان چشم نداری بی دل
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست!
یادم هست یادت نیست....!!!
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 آبان 1389 توسط Hossein Haerian
تبلیغات 